الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
295
الغدير ( فارسي )
گذاشتى و چشمانى را كه از بيمت نمىخفت ، بخواب كردى . ديدار شهادتت ديدها را كور و نالهء مرگت گوشها را كر كرد . باغ و بستانى نيست كه آرزوى اين نداشته باشد كه آرامگاه و مدفنت باشد . و در ستايش امام پاك نهاد على بن ابى طالب چنين گفته است : ابو تراب حيدر ! آن پيشواى شير مردى كه كشندهء كافران است و هماورد ندارد . وى مبارزى سر سخت و شيرى شكست ناپذير و راستگوئى است كه هرگز دروغ نگفته و پهلوانى است كه نيرومند و مصمّم است . على شمشير برّان پيغمبر راستگو و كشندهء تبهكاران به شمشير آخته و صيقل زده است . و نيز در رثاء سبظ شهيد امام سوم چنين سروده است : اشكهائى كه از مصيباتى كه بر فرزندان بزرگوار على در منازل پيرامون نجف و كنار فرات يعنى سرزمين كربلا رفته است ، ريخته مىشود ، انسانرا از نغمه و نشاط باز مىدارد و افسوس من بر زلَّتهاى زمانه اى است كه فرزند پاك پيغمبر را خوار مىدارد . آيا بر حسين و به ياد كشتن اين داناى پرهيز كار اشك پياپى نمىريزى ؟ و آيا از اينكه ، پدران زياد ، فرزندان پيغمبر را به خاك نشاندند و چنين ناپاك زادگانى آشكارا بر آن پاك زادگان شمشير كشيدند ، اندوگين نيستى ؟ ولادت و وفات دعبل دعبل در سال 148 به دنيا آمد و در سنهء 246 در روزگار پيرى و كهنسالى ، به جور و ستم كشته شد . پس وى 97 سال و چند ماه زيسته است . آوردهاند كه او « مالك بن طوق » را به اشعارى هجو كرد و چون هجويه اش